صفحه اصلي | گفتگو | دو زبانه بودن كتاب شعر، صحت ترجمه را تأیید نمی‌كند

دو زبانه بودن كتاب شعر، صحت ترجمه را تأیید نمی‌كند

هلن اولیایی‌نیا، منتقد و مترجم، به خبرنگار فارس گفت: بخش مهمی از معنا در ترجمه شعر و حتی نثر از دست می‌رود و اگر اثر منظوم باشد به طور قطع در مواردی آهنگ شعر و وزن آن تحت تاثیر زبان مقصد و بافت ویژه آن قرار می‌گیرد.
وی ادامه داد: آنچه مسلم است این است كه باید حس شعر و مفاهیم آن حفظ شود و این مستلزم به كارگیری استراتژی‌های خاصی است كه در نقدها و تئوری‌های ترجمه به طور مرتب پیشنهاد می‌شود، اما با این حال همه اذعان دارند كه اگر تمام این تئوری‌ها هم به خدمت گرفته شوند باز مشكلاتی وجود خواهد داشت.
این مترجم اضافه كرد: ترجمه تحت‌الفظی برای اشعاری به كار گرفته می‌شود كه در آنها معنا محوریت بیشتری دارد ولی در اشعار تصویری حفظ تصاویر شعری و زبان كار را بسیار دشوار می‌كند و اینها چیزی نیست كه بشود با یك كلمه و دو كلمه درباره آن توضیح داد و مشكل را برطرف كرد.

* روح شعر در ترجمه لطمه می‌خورد

وی تاكید كرد: گروهی از صاحبنظران پیشنهاد می‌كنند كه برابر هر مفهومی كه در زبان مبدا وجود دارد، مفهومی در زبان مقصد از همان دست جایگزین كنیم اما خود من معتقدم كه به هر ترتیب روح شعر در ترجمه لطمه می‌خورد مگر در مواردی استثنایی كه مترجم خود نیز شاعر باشد.
مترجم كتاب «بوطیقا» افزود: بازسرایی شعر خود یك هنر است كه البته باید مترجم آن را داشته باشد خود من سراغ این كار نمی‌روم چون شاعر نیستم و جرات آن را هم به خود نمی‌دهم اما برخی از مترجمان كه ذوق شعری دارند بر حسب احساسی كه از شعر می‌گیرند به بازسرایی آن دست می زنند.
وی با بیان اینكه باید و نبایدی در انتخاب یك مجموعه شعر برای ترجمه وجود ندارد تصریح كرد: برخی از مترجمان آثار شاعران صاحب نام را ترجمه می كنند و به شهرت شاعر اهمیت می‌دهند اما به نظر من مهم این است كه مترجم بتواند شعر را از غیرشعر تشخیص بدهد و آن اثری را ترجمه كند كه ارزش ادبی بیشتری دارد.
نویسنده كتاب «بررسی شیوه‌های روایی در سه رمان ویلیام فاكنر» در ادامه گفت: از یك سو اساتید ترجمه را داریم كه یك عمر در این راه مو سفید كرده و كارهایی ترجمه كرده‌اند كه ارزش ادبی بالایی دارند و از سوی دیگر افراد تازه‌كاری كه بدون آشنایی با شعر ترجمه‌ای تحت‌الفظی و نارسا ارایه می‌دهند و به جریان ترجمه شعر لطمه می‌زنند.
وی افزود: مترجم باید دست به ترجمه شعری بزند كه كارهای شاعرش را به خوبی می‌شناسد ضمن آنكه باید نقد ادبی را هم بشناسد و با تحلیل و تفسیر اشعار نیز آشنا باشد.
وی همچنین خاطرنشان كرد: متاسفانه در حال حاضر هر كس هوس كرد دست به ترجمه شعر می‌زند و بازار فروش هم باید و نبایدهای آن را تعیین می‌كند. خیلی وقت‌ها دیده شده كه مترجمی به زبان انگلیسی یا فرانسه مسلط است اما متأسفانه نمی‌تواند یك خط فارسی بنویسد اما باز می‌بینیم كه ترجمه‌های همین فرد بازار را پر می‌كند.

* خواننده خوب شعر كم داریم

اولیایی‌نیا در ادامه اظهار داشت: دو زبانه بودن كتاب شعر ترجمه شده و داشتن مقدمه مفصل و توضیحات مبسوط تنها به درد دانشجویان رشته‌های مترجمی زبان می‌خورد و دلیلی بر قابل قبول بودن ترجمه نیست.
وی با اشاره به تأثیر متقابل آثار ترجمه و تولیدی بر هم تاكید كرد: ترجمه شعر مسلماً باید روی تولید شعر اثر بگذارد اما مشكل ما این است كه كمتر خواننده خوب شعر داریم. به هر حال شاعران باید با شعر جهان آشنا باشد و آنها را بخواند اما سؤال اینجاست كه تا چه حد این ترجمه‌ها می‌تواند به خواننده و شاعر كمك كند.
وی ادامه داد: زمانی خواننده برای دریافت پیام‌های اخلاقی و اجتماعی سراغ ترجمه شعر می‌رفت اما این دیگر نگاه مرسومی نیست بلكه خواننده شعر باید بتواند تكنیك‌ها و ایده‌های شعری را درك كند.
وی با تاكید بر ضرورت شناخت تكنیك‌ها و ترفندهای شعری خاطرنشان كرد: خواننده ما هنوز برای درك تكنیك شعر پرورش پیدا نكرده است و نمی تواند چطور گفتن را بفهمد بنابراین ترجمه های شعر نیز كمكی به او نخواهند كرد.
اولیایی در پایان تصریح كرد: متاسفانه با جریان تولید شعر برخورد منفی می‌شود و حتی كتابفروشی‌ها از دریافت كتاب شعر خودداری می‌كنند در چنین شرایطی كه شعر خوب به دست مخاطب نمی‌رسد خواننده به سراغ ترجمه شعر می‌رود و صرفاً به شكار مضمون می‌پردازد.

افزودن بر روي: Add to your del.icio.us del.icio.us | Digg this story Digg

نظرات (0 نوشته شد):

  • email ارسال به دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Plain text نسخه ساده
نظر خود را بنويسيد comment
برچسبي براي اين خبر وجود ندارد
0